در حرمین شریفین 185
پرده کعبه در قسمت ناودان کعبه نیز تزیین شد
پرده کعبه در قسمت ناودان کعبه نیز تزیین شد
حاشیه ی پرده کعبه در قسمت رکن یمانی نیز با نوار طلایی رنگ تزیین شد
پرده کعبه تزیین شد
در ادامه ی تزیینات جدید پرده کعبه ، برای نخستین بار با نوار طلایی دور حجرالاسود تزیین و زیباسازی شد
بازسازی قلعه قبا در مدینه منوره
قلعه قبا كه در فاصله سالهاي ۱۳۳۷-۱۳۳۴ ه. ق (۱۹۱۹-۱۹۱۵ م) و طي جنگ جهاني اول ساخته شده، مقر نظامي فخري پاشا از حكام عثماني بوده است.
اين قلعه كوچك از تركيب گچ، سنگ و آهك ساخته شده كه امروز اندكي تغيير رنگ داده و به زردي گراييده است.
قلعه «قبا» با مساحتی بالغ بر 218 متر مربع در سال 1915 برای دیدهبانی و حفظ امنیت شهر مدینه ساخت شد. این بنای چهارگوش در بالای تپهای در فاصله 1500 متری مسجد قبا در سه طبقه با سنگ ساخته شده است.
این بنای سه طبقه در طول صد سال گذشته به خوبی شالوده اصلی خود را حفظ کرده، اما به تازگی دچار فرسایش و آسیبهایی جدی شده است. اکنون برای جلوگیری از ریزش این بنا و حفظ رنگ و بوی تاریخیاش نیازمند ترمیم است. تمامی دست نوشتههای تاریخی که اطلاعاتی درباره این بناء دارند، برای آغاز طرح بازسازی موافق با شاخصههای معماری و تاریخی آن دوره جمع آوری شده است.
طرح بازسازی شامل دیوارههای سنگی و گلی، ستونها، طاقها، سقف چوبی بناء، درب و پنجرهها و راه اندازی سیستم نوری بنا میشود
روزهای خلوت مسجد الحرام
ایام مناسک عمره ی مفرده امسال حدودا دو ماه زودتر از سال های قبل آغاز شد و این در حالی است که ایرانیان برای دومین سال از اعزام به عمره ی مفرده محروم هستند و جای خالی ایرانیان در این عبادت معنوی خالی است
جناب آقاميرزا ابوالقاسم عطار تهرانى - سلمه اللّه از مرحوم اعتمادالواعظين تهرانى - عليه الرحمه - نقل نمود كه فرمود در سالى كه نان در تهران به سختى دست مى آمد، روزى ميرغضب باشى ناصرالدين شاه به طاق آب انبارى مى رسد و صداى ناله سگهايى را مى شنود، پس ازتحقيق مى بيند سگى زاييده و بچه هايش به او چسبيده و چون در اثر بى خوراكى پستانهايش شير ندارد، بچه هايش ناله و فرياد مى كنند. ميرغضب باشى سخت متاءثر مى شود، از دكان خبازى كه در نزديكى آن محل بود، مقدارى نان مى خرد و جلوش مى اندازد و همانجا مى ايستد تا سگ مى خورد و بالاخره پستانهايش شير مى آورد و بچه هايش آرام مى گيرند و سرگرم خوردن شير از پستانهاى مادر مى شوند. ميرغضب باشى مقدار خوراك يك ماه آن سگ را از آن نانوايى مى خرد و نقدا پولش را مى پردازد و مى گويد هر روز بايد شاگردت اين مقدار نان به اين سگ برساند و اگر يك روز مسامحه شود از تو انتقام مى كشم . در آن اوقات با جمعى ازرفقايش ميهمانى دوره اى داشتند به اين تفصيل كه هر روز عصر، گردش مى رفتند و تفرج مى كردند و براى شام در منزل يكى با هم صرف شام مى نمودند تا شبى كه نوبت ميرغضب باشى شد، زنى داشت كه تقريبا در وسط شهر تهران خانه اش بود و وسايل پذيرايى در خانه اش موجود بود و زنى هم تازه گرفته بود و نزديك دروازه شهر منزلش بود.
به زن قديمى خود پول مى هد و مى گويد امشب فلان عدد ميهمان دارم و براى صرف شام مى آييم و بايد كاملا تدارك نمايى ، زن قبول مى كند و طرف عصر با رفقايش بيرون شهر رفته تفرج مى كردند.
تصادفا تفريح آن روز طول مى كشد و مقدار زيادى از شب مى گذرد، هنگام مراجعت ، رفقايش مى گويند دير شده و سخت خسته شديم ، همين در دروازه كه منزل ديگر تو است مى آييم .
ميرغضب باشى مى گويد اينجا چيزى نيست و در خانه وسط شهرى كاملا تدارك شده بايد آنجا برويم . بالاخره رفقا راضى نمى شوند و مى گويند ما امشب در اينجا مى مانيم و به مختصرى غذا قناعت مى كنيم و آنچه در آن خانه تدارك كرده اى براى فردا. ميرغضب باشى ناچار قبول مى كند و مقدارى نان و كباب مى خرد و آنها مى خورند و همانجا مى خوابند.
هنگام سحر، از صداى ناله و گريه بى اختيارى ميرغضب باشى همه بيدار مى شوند و از او سبب انقلاب و گريه اش را مى پرسند، مى گويد در خواب ، امام چهارم حضرت سجاد عليه السلام را ديدم به من فرمود احسانى كه به آن سگ كردى مورد قبول خداوند عالم شد و خداوند در مقابل آن احسان ، امشب جان تو و رفقايت را از مرگ حفظ فرمود؛ زيرا زن قديمى تو از غيظى كه به تو داشت ، سمى تدارك كرده و در فلان محل از آشپزخانه گذاشته بود تا داخل خوراك شما كند، فردا مى روى آن سم را برمى دارى و مبادا زن را اذيت كنى و اگر بخواهد او را به خوشى رها كن .
ديگر آنكه : خداوند تو را توفيق توبه خواهد داد و چهل روز ديگر به كربلا سر قبر پدرم حسين عليه السلام مشرف مى شوى . پس صبح با رفقا مى گويد براى تحقيق صدق خوابم بياييد به خانه وسط شهرى برويم ، با هم مى آيند چون وارد مى شود زن تعرض مى كند كه چرا ديشب نيامدى ؟ به او اعتنايى نمى كند و با رفقايش به آشپزخانه مى روند و به همان نشانه اى كه امام عليه السلام فرموده بود، سم را بر مى دارد و به زن مى گويد ديشب چه خيالى در باره ما داشتى ؟ اگر امر امام عليه السلام نبود از تو تلافى مى كردم لكن به امر مولايم با تو احسان خواهم كرد، اگر مايلى در همين خانه باش و من با تو مثل اينكه چنين كارى نكرده بودى رفتار خواهم كرد و اگر ميل فراق دارى تو را طلاق مى دهم و هرچه بخواهى به تو مى دهم ، زن مى بيند رسوا شده و ديگر نمى تواند با او زندگى كند، طلب طلاق مى كند او هم با كمال خوشى طلاقش مى دهد و خوشنودش كرده رهايش مى كند.
از شغل خودش هم استعفا مى دهد و استعفايش مورد قبول واقع مى شود آنگاه مشغول توبه و اداى حقوق و مظالم گرديده و پس از چهل روز به كربلا مشرف مى شود و همانجا مى ماند تا به رحمت حق واصل مى گردد.
منبع : داستان های شگفت . نوشته شهید آیت الله دستغیب ره
نوار طلایی پرده کعبه
برای اولین بار و همزمان با پایین کشیدن دامان پرده ی کعبه ، نوار طلایی جدید بر کعبه در سمت رکن یمانی نصب شد
تقى صالح مرحوم محمد رحيم اسماعيل بيگ كه در توسل به اهلبيت : و علاقه قلبى به حضرت سيدالشهداء عليه السلام كم نظير و از اين باب رحمت بركات صورى و معنوى نصيبش شده و در رمضان 87 به رحمت حق واصل شده نقل نمود كه در شش سالگى مبتلا به درد چشم و تا سه سال گرفتار بوده و عاقبت از هر دو چشم كور گرديد در ماه محرم ايام عاشورا در منزل دائى بزرگوارش مرحوم حاج محمد تقى اسماعيل بيگ روضه خوانى بود و چون هوا گرم بود شربت خنك به مردم مى دادند گفت از دائى خود خواهش كردم كه من به مردم شربت دهم ، فرمود تو چشم ندارى و نمى توانى ، گفتم يك نفر چشم دار همراه من كنيد تا مرا يارى دهد قبول فرموده و من با كمك خودش مقدارى به مردم شربت دادم .
در اين اثناء، مرحوم معين الشريعه اصطهباناتى منبر رفته و روضه حضرت زينب سلام الله علیها را مى خواند و من سخت متاءثر و گريان شدم تا اينكه از خود بى خود شدم ، در آن حال ، مجللّه اى كه دانستم حضرت زينبسلام الله علیها است دست مبارك بر دو چشم من كشيد و فرمود خوب شدى و ديگر چشم درد نمى گيرى .
پس چشم گشودم اهل مجلس را ديدم ، شاد و فرحناك خدمت دائى خود دويدم تمام اهل مجلس منقلب و اطراف مرا گرفتند، به امر دائى ام مرا در اطاقى برده ومردم را متفرق نمودند و نيز نقل نمود كه در چند سال قبل مشغول آزمايش بودم و غافل بودم از اينكه نزديكم ظرف پر از الكل است كبريت را روشن نموده ناگاه الكل مشتعل شد وتمام بدن از سر تا پا را آتش زد مگر چشمانم را.
چند ماه در مريضخانه مشغول معالجه بودم از من مى پرسيدند چه شده كه چشمت سالم مانده ، گفتم عطاى حسين عليه السلام است و وعده فرمودند كه تا آخر عمر چشمم درد نگيرد.
منبع : داستانهای شگفت نوشته آیت الله شهید دستغیب ره
تصویری زیبا و جدید از مسجد النبی
عملیات توسعه مسجد النبی در تصویر زیر مشاهده می شود
گزارشی از وقایع 12 منزل مسیر کاروان / گزارشی از وضعیت حرکت کاروان از مکه تا کربلا
مقصد: مقصد کاروان کوفه بود و هسته اصلی کاروان کاملا آشنا به اهداف، برنامه ها و اندیشه های اباعبدالله است. امام تصویری روشن از راه و حتی فرجام آن را بیان کرده بود.
شیوه حرکت: سریع و پرشتاب، پرهیز از درگیری، حرکت از مسیر اصلی، سنجیده و دقیق و با مطالعه مستمر (پرسش از مسافران و بررسی دقیق راه ها و منزلگاه ها).
روش های اطلاعاتی امام: آگاهی بخشی به هم سفران در هر منزل، به ویژه در زمان پیوستن همراهان جدید. امام سجاد (ع) می فرماید: پدرم در همه منازل با اشاره به ماجرای حضرت یحیی، از شهادت خویش می گفت. در طول راه از مسافران کوفه و ساکنان منازل اطلاعات لازم را دریافت می کرد.
برای مطالعه ی متن کامل در سایت تابش قطره اینجا را کلیک نمایید
حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی دامت برکاته الشریف، رؤياى صادقه آموزنده اى را از استاد خود ، فقيه بزرگوار، آية اللّه سيّد عبد الهادى شيرازى؛ نقل كرده كه خلاصه آن ، چنين است :
هنگامى كه خبر درگذشت آية اللّه سيّد جعفر شيرازى (برادر همسر آية اللّه سيّد عبد الهادى شيرازى، كه ظاهرا در اواخر عمر ، براى معالجه به تهران آمد و به عالم بقا پيوست و قبر وى، در حرم حضرت عبد العظيم حسنى(ع) ، نزديك مزار ابو الفتوح رازى است) به آية اللّه آقا سيّد عبد الهادى شيرازى رسيد ، من كنار استاد بودم . ايشان ، سرِ خود را نزديك گوش من آورد و فرمود : قضيّه اى در باره آقا سيّد جعفر دارم كه تا زنده بود ، نگفتم . اكنون كه فوت شده ، مى گويم :
شبى خواب ديدم كه در بيرونىِ منزل (همان جا كه محل تدريس بنده است) ، دو كرسى گذاشته اند. بعد، حضرت سيّد الشهدا(ع) و عبّاس(ع) وارد شدند و روى اين دو كرسى نشستند . عبّاس(ع) ، دفترى را باز كرد و من ، متن آن را مى ديدم . امام حسين عليه السلام ، به يكى از نام هايى كه در آن دفتر بود ، اشاره كرد و فرمود : «اين اسم را قلم بزن!» . عبّاس(ع) ، آن نام را قلم زد . بعد، امام عليه السلام فرمود : «جاى آن ، نام آقا سيّد جعفر را بنويس!» . عبّاس(ع) ، نام ايشان را نوشت و دفتر را بست و رفتند .
مرحوم آية اللّه شيرازى ، سپس فرمود : من از عظمت آن رؤيا ، تا صبح نخوابيدم . فرداى آن روز ، وقتى آقا سيّد جعفر آمد ، به ايشان گفتم : من ديشب ، خوابى ديدم كه از عظمت آن ، تا صبح نخوابيدم . ايشان گفت : زود داستان خوابت را بگو . من هم آن خواب را براى آقا سيّد جعفر ، نقل كردم . ايشان، با شنيدن آن ، منقلب شد و گفت : قضيّه ، اين است كه من ديشب (شب اوّل محرّم) ، در حرم بودم . بعد به اين فكر افتادم كه من ، يك عمر براى امام حسين عليه السلام گريه كرده ام ؛ امّا كسى را نگريانده ام و اين اجر ، نصيب من نشده است . اين موضوع ، فكر مرا مشغول كرد . رفتم و جستجو كردم و كتاب جلاء العيون مجلسى را پيدا كردم . به خانه آمدم و زن و بچّه ام را دور هم جمع كردم و گفتم : از امشب ، من مى خوانم و شما گريه كنيد .
ايشان ، پس از نقل اين رؤيا ، اضافه كرد كه : رؤياى آية اللّه شيرزاى ، در همان شب ، يعنى شبِ اوّل محرّم و برپايى نخستين جلسه سيّد جعفر بوده و من ، هر وقت براى زيارت به حرم حضرت عبد العظيم(ع) مى آيم ، قبر ايشان را هم زيارت مى كنم .
▪ قیام حضرت امام حسین (ع) از روز خودداری از بیعت با یزید تا روز عاشورا ۱۷۵ روز طول کشید.
▪ قیام سالار شهیدان از مدینه آغاز و به کربلا ختم شد. این قیام یک هفته در مدینه، ۴ ماه و ۱۰ روز در مکه، ۲۳ روز بین راه مکه تا کربلا (از دوم محرم تا دهم محرم) به طول انجامید.
▪ از مکه تا کوفه منزلهایی وجود داشت که ما امروز به آنها کاروانسرا یا اقامتگاه میگوییم. کاروان سید الشهدا در مسیر حرکت خود از ۱۸ منزل عبور کرد.
▪ فاصله میان این منزلها با همدیگر حدود سه فرسنگ و گاهی پنج فرسنگ بوده است.
بقیه در ادامه مطلب
این روزها و به مناسبت ایام حزن آل الله ، پیامکی در سطح گسترده از جانب دوستان و آشنایان ارسال می شود که بسیاری بدون دقت به محتوای آن ، آن را بدون هیچگونه دخل و تصرف یا ویرایشی برای دوستان دیگر ارسال می کنند و به این ترتیب ناخواسته به جمع کسانی می پیوندند که نسبت به قیام عاشورا تصور نادرستی دارند و چنین القا می کنند که:
محرم و صفر زمان بالیدن است نه نالیدن
بساطش آموزه است نه موزه
تمرین خوب نگریستن است نه خوب گریستن
نماد شعور مذهب است نه فقط شور مذهب
منتظران مهدی (عج) بهوش باشند که امام حسین (ع) را منتظرانش کشتند
اما می توان چنین گفت:
محرم و صفر زمان نالیدن است برای بالیدن
بساطش موزه ایست برای آموزه
تمرین خوب گریستن است برای خوب نگریستن
نماد شور مذهب است برای درک شعور مذهب
تلنگری دیگر:
منتظران مهدی (عج)
به هوش باشید مهدی زهرا را تنها نگذارید همانگونه که حسین (ع) را برخی منتظرانش تنها گذاشتند.
ابن تیمیه (متولد 661- متوفای 728 ق) فقیه و متکلّمی شیعه ستیز، که اکنون شیخ الاسلامِ "سلفی"ها و "طالبانی"هاست که در حوزه عاشورا پژوهی دست کم به سه تحریف بزرگ دست زده است:
1. هیچ مصلحتی در قیام امام حسین(ع) ندیده و آن را شورش و آشوب پنداشته و از آنجایی که خروج بر حکومت جور را در ممالک اسلامی جایز نمیدانسته است، اقدام امام حسین(ع) را ناروا و با مفسده، توصیف کرده است. (منهاج السنه 2/241)
2. از آنجا که به اصل «عدالت صحابه» و «سلف صالح» به شدّت پای بند بوده است، به تبرئه یزیدبنمعاویه روی آورده و دامنِ بنی امیّه را از فجایع عاشورا، پاک پنداشته است (الوصیة الکبری/52).
3.نه تنها بنی امیّه و آل یزید که حتّی شامیان را از آن جنایت بزرگ مبرّا دانسته، همه تقصیرها را برای کوفیان- آن هم نه کوفیان عثمانی مذهب یا خوارج، بلکه کوفیان شیعی و علوی مذهب – دانستهاست. (رأسالحسین/208)
این ادعای ابن تیمیه که مردم کوفه را قاتل فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله می داند ادعای گزافی است چه اینکه ابن تیمیه می خواهد با این سخنش چنین القا کند که امام حسین علیه السلام را شیعیان کوفه همان هایی که دست پرورده گان مولا امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام بودند دعوت کردند و خودشان نیز او را کشتند و متاسفانه این عقیده ابن تیمیه در جامعه شیعی ما نیز رسوخ کرده و تمام گناه شهادت امام حسین علیه السلام را به گردن مردم کوفه می گذاریم و هر از گاهی که سخن از قاتلین امام حسین علیه السلام به میان می آید لعن و نفرین خود را نثار این جماعت کوفی می کنیم حال این که واقعیت چیز دیگری است.
نه اینکه مردم کوفه در شهادت امام حسین علیه السلام بی تقصیر بودند اما اینکه همه تقصیر را گردن مردم کوفه آنهم کوفیانی که معتقد باشیم پیروان علی بن ابی طالب علیه السلام بوده اند صحیح نیست.
حال سوال این است که چه کسانی امام حسین علیه السلام را به شهادت رسانده اند؟
قاتلین امام حسین علیه السلام را سه گروه تشکیل می دادند:
الف : خوارج
پیدایش خوارج به زمان ابو بکر بر میگردد در حالی که در فرهنگ شیعیه پیدایش آنها به حکمیت در جنگ صفین بر می گردد.
ب : عثمانی مذهب ها
افرادی بودند که عثمانی مذهب بودند. یعنی معتقد بودند که عثمان مظلومانه کشته شده و حضرت امیر علیه السلام در قتل او نقش داشته است. اینها گرچه در کوفه ساکن بودند اما جزء مردم کوفه نبودند چه اینکه معاویه در سالهای 40 تا 60 با سیاستی که در پیش گرفت بافت جمعیتی شیعه کوفه را بر هم زد. از طرفی عده ای از شیعیان اصیل آنجا را مجبور به کوچ اجباری کرد و عده دیگری که حاضر به ترک سرزمین پدری و مادری خود نبودند را از دم تیغ گذزاند. در این حال جمعیت سنی مذهب یا همان عثمانی مذهب ها که خون خواه عثمان بودند را از اطراف بصره به کوفه گسیل داشت.گروه سوم، سپاهیانی بودند که از شام اعزام شده بودند.
ج : سپاهیان شام
سپاه عظیمی که از مقر حکومت یزید بن معویه در شام برای مقابله با امام حسین علیهالسلام به کوفه آمده بودند که اتفاقا بخش عظیمی از مخالفان حضرت را اینان تشکیل می دادند.
بر اینکه سپاه اهل شام با امام حسین علیه السلام در کربلا جنگیدند روایات متعددی وارد شده از جمله روایتی که از امام صادق علیه السلام نقل شده که حضرت فرمودند:
«تاسوعا یوم حوصر فیه الحسین علیه السلام و اصحابه رضی الله عنهم بکربلاء و اجتمع علیه خیل أهل الشام و أناخوا علیه،»
تاسوعا روزی است که حسین علیه السلام و اصحاب او در کربلا محاصره شدند و سپاه اهل شام بر آنها حمله ور شد و آنها را زمینگیر کرد(الکافی، کتاب الصیام، ج4/147 ح7).
محمد صحتی سرد رودی
السلام علیک یا ابا عبد الله
ساخت مسجدی بزرگ در جوار مزار شهدای احد
تا چندی پیش در کنار مزار شهدای احد، مسجد کوچکی قرار داشت که به مسجد شهدا معروف بود.
اکنون اما مسجد قدیمی تخریب شده و مسجد بسیار بزرگی به جای آن در حال ساخت است که مراحل تکمیل خود را می گذراند. اینکه مسجد به این بزرگی با چه هدفی در این مکان ساخته می شود مشخص نیست. تصاویر مسجد جدید التاسیس در زیر آمده است:
چند تصویر زیبا از مسجد النبی در مدینه منوره