معجزه رد شمس
۱۵ شوال سالروز واقعه رد الشمس یا بازگشت خورشید گرامی باد
درباره اوليا و اوصياى الهى كرامات و امور خارق العاده اى در روايات و تاريخ آمده است كه از مجموع آنها مى توان اثبات كرد ائمه اطهار(عليهم السلام) مى توانند به هنگام ضرورت امور خارق العاده اى انجام دهند; البته بايد توجه نمود كه معجزات آنها هرگز با ادعاى نبوت همراه نبوده، بلكه با انگيزه هاى ديگرى بوده است.
كتاب هايى مانند عيون المعجزات، بحارالانوار، اثبات الهداة، اصول كافى، مدينة المعاجز، مناقب ابن شهرآشوب، اثبات الوصيه مسعودى، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، دلايل الامامه طبرى و... به تفصيل بسيارى از اين كرامات را نقل كرده اند كه براى اطلاع بيش تر مى توان به آنها رجوع كرد.
شكى نيست كه از حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام) كرامات و معجزه هاى فراوانى شده است. يكى از كرامات ويژه آن حضرت، «ردالشمس» كه دو مرتبه براى آن حضرت اتفاق افتاده است: يكى در زمان پيغمبر(صلى الله عليه وآله)و ديگرى پس از آن حضرت.
شرح رويداد نخست، به نقل از اسما، ام سلمه، جابر بن عبدالله انصارى، ابو سعيد خدرى و عده اى ديگر چنين است: روزى على(عليه السلام)در منزل پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) حضور داشتند كه ناگهان جبرييل براى ابلاغ وحى الهى فرود آمد. رسول خدا(صلى الله عليه وآله) سر مبارك خود را روى پاى على(عليه السلام) گذارد و سربرنداشت تا هنگامى كه آفتاب غروب كرد. على(عليه السلام) كه نماز عصر را نگذارده بود، بى اندازه پريشان شد; زيرا نمى توانست سر پيامبر را از روى زانوى خود بردارد و نه مى توانست نماز را به طور معمول به جا آورد. حضرت على(عليه السلام) چاره اى نداشت جز اين كه هم چنان كه نشسته است، نماز بخواند. ركوع و سجود را با اشاره به جا آورد.
پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) پس از آن كه از آن حالت روحانى خارج شد، به على(عليه السلام)فرمود: نماز عصرت قضا شد؟ عرض كرد: چاره اى جز اين نداشتم; زيرا حالت وحيى كه براى شما پيش آمده بود، مرا از انجام وظيفه بازداشت
پيغمبر دعا كرده گفت:
«اللهم ان عليا كان فى طاعتك و طاعة رسولك فاردد عليه الشمس»
[پروردگارا على(بنده تو)در راه اطاعت تو و فرمانبردارى رسول تو بوده پس خورشيد را براى او بازگردان. ]اسماء گويد: در اين وقتخورشيد را ديدم كه بازگشت و ديوارها را دوباره آفتاب گرفت تا على(ع)وضو گرفت و نمازش را خواند، آن گاه غروب كرد.
داستان«رد شمس»را بيش از بيست نفر از بزرگان اهل سنتبا اختلاف مختصرى از اسماء بنت عميس، ابو رافع، ام سلمه، جابر، ابو سعيد خدرى، ابو هريره و ديگر از صحابه نقل كردهاند كه براى اطلاع از متون آنها مىتوانيد به جلد پنجم كتاب احقاق الحق، صص 540 - 521 مراجعه كنيد و شايد براى برخى داستان مزبور مستبعد باشد اما بايد دانست كه داستان مزبور جنبه معجزه داشته و خدا بر هر چيز قادر و تواناست و با توجه و دقت در موضوع معجزه و قدرت الهى جاى هيچ گونه استبعادى باقى نخواهد ماند.
ابن حجر عسقلانى - با شدت تعصبى كه دارد - داستان رد شمس را در كتاب الصواعق المحرقه، (چاپ قاهره)، ص 126، ذكر كرده و آن را از كرامات على(ع)دانسته و به دنبال آن داستان ابو منصور واعظ را نيز از تذكرة الخواص نقل نموده است.
واقعه دوم ردالشمس، پس از رحلت پيامبر(صلى الله عليه وآله)، هنگامى واقع شد كه حضرت على(عليه السلام)در بابل حضور داشت و مى خواست از فرات عبور كند. در اين هنگام، وقت نماز عصر فرا رسيد و آن حضرت بلافاصله به همراه گروهى از اصحاب خود نماز عصر را به جماعت خواند، ولى از آن جا كه بسيارى از ياران حضرت مشغول عبور دادن مركب ها و توشه خود از رود فرات بودند، نماز عصرشان قضا شد و از خواندن نماز جماعت با آن حضرت محروم ماندند.
اصحاب در اين خصوص با آن حضرت گفتگو كردند.
حضرت على(عليه السلام) كه اصحاب خود را آن گونه نگران ديد، از خداوند متعال درخواست كرد تا خورشيد را به محل پيشين خود برگرداند تا همه اصحاب بتوانند نمازشان را در وقت خود بخوانند خداوند متعال دعاى او را اجابت كرد و خورشيد را در افق وقت عصر ظاهر گردانيد، آن هنگام كه مردم از سلام نماز فارغ شدند، خورشيد غروب كرد.
قضيه ردالشمس ممكن است براى برخى قابل هضم نباشد و بگويند چگونه ممكن است اين كره عظيم آسمانى از مسير گردش خود برگردد و...; اما بايد توجه داشته باشيم كه اين مسأله به صورت كرامت و اعجاز انجام گرفته است و روايات فراوانى در كتب اسلامى درباره وقوع چنين اعجازى نقل شده است كه در حد شهرت مى باشد.
معجزات ديگرى نيز از حضرت على(عليه السلام) نقل شده است; مانند زنده كردن مردگان، شفا دادن بيماران، خبر دادن از غيب، سخن گفتن با حيوانات، و... كه در اين مقام مجال بيان آنها نيست.
بر گرفته از کتاب "زندگانى حضرت محمد(ص)" نوشته هاشم رسولى محلاتی،
مسجد رد الشمس
یکی از مساجدی که در مدینه منوره وجود داشته و یادآور خاطره ای به یاد ماندنی از صدر اسلام است مسجد رد شمس است. این مسجد در فاصله یک کیلومتری تا هفتصد متری جنوب شرق مسجد قبا در کنار وادی قرار داشته است.
این منطقه بخشی از محله قربان است و پیش از آن که به تصرف مسلمانان درآید، در اختیار طایفه بنی نضیر بود. در جریان غزوه بنی نضیر، که پس از جنگ بدر رخ داد،زسول خدا صلی الله علیه وآله برای محاصره دشمن در این محل مستقر گردید و در محلی که بعدها مسجد فضیخ بنا شد، خیمهای برای آن حضرت برپا شد.
درباره نامگذاری این مسجد به مسجد رد شمس گفتهاند که در جریان محاصره قلعه بنی نضیر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هنگام عصر ، در حالی که سرش روی زانوی امیر مومنان علی علیه السلام بود، به خواب رفت، نزدیک غروب خورشید بیدار شد و وقتی متوجه گردید که علی علیه السلام هنوز تماز عصر را نخوانده، از خداوند خواست خورشید را بازگرداند تا او نماز بگزارد.
این روایت را به نام حدیث ردّ شمس می شناسند و جمعی از راویان اهل سنت نیز آن را نقل کردهاند. برخی از منابع، به عمد یا غقلت، نوشتهاند که وجه نامگذاری آن به شمس به این خاطر است که بر بلندی بوده و پیش از نقاط دیگر، ابتدا نور خورشیدبر آن میتابیده است! به هر روی، در زمان سخاوی (م ۹۰۲) این مسجد ، به مسجد رد الشمس شهرت داشته است.
مسجد بنی نضیر
نام دیگر این مسجد، مسجد بنی نضیر است که به دلیل نزدیکی آن به محل استقرار یهودیان بنی نضیر، بعدها این نام بر آن اطلاق شد.
مسجد فضیخ
برای این مسجد نام دیگری را نیز گفته اند که به مسجد فضیخ معروف شده است . در باره علت نام گذاری این مسجد به این نام دو نظر وجود دارد:
نظر اول : فضیخ شرابی است که از خرما گرفته و مست کننده است. این که مسجد فضیخ نام گرفته به جهت حکایتی است که از ابو ایوب انصاری و انس بن مالک روایت شده است. در این روایت آمده است که ابو ایوب انصاری و شماری از صحابه در اینجا ظرف های پر از شراب خرما را پس از شنیدن خبر تحریم خمر وارونه کرده و شکستند. بعدها که در این محل مسجدی بنا شد، به مناسبت این موضع ِاطاعت گرایانه اصحاب، مسجد فضیخ نامیده شد.
حکایت انس نیز بر اساس نقل احمدبن حنبل آن است که می گفت: من در آنجا به مردم، فضیخ (شرابِ خرما) می دادم. مردی آمدوگفت: خمرحرام شد. حاضران گفتند: بس کن انس. من هم بس کردم.
نظر دوم : جابر بن عبداللّه انصاری می گوید: در جریان محاصره بنونضیر، رسول خدا صلی الله علیه و آله خیمه خود را در نزدیکی مسجد فضیخ برپا کرد و برای شش شب در موضع فضیخ نماز می خواند. وقتی خمر حرام شد، خبر به ابوایوب انصاری و برخی از انصار همراه او رسید که در حال خوردن فضیخ بودند. آنان ظروف فضیخ را وارونه کرده محتویاتش را ریختند. به همین دلیل آنجا مسجد فضیخ نامیده شد.
یک جنایت
این مسجد که یادآور خاطره ای از دوران صدر اسلام و نیز فضیلتی در شان امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام است در مردادماه ۱۳۸۰ هجری شمسی به دست وهابیون متحجر سلفی تخریب گردید و هیچ اثری از آن به جا نماند.
بهانه ای برای با شما بودن تا برخی معارف دین مبین اسلام و آموزه های مکتب اهل بیت علیهم السلام و مطالب مورد نیاز زائران و مسافران سفر معنوی حج و عمره و عتبات بیان شود