مبارکباد این فرخنده پیمان
امشب خدا لطف نهان خود هویدا میکند
امشب تفاخر فرش٬ بس برعرش أعلا میکند
امشب دوتا را جفت هم٬ از صنع٬ یکتا میکند
یعـنی عـلی٬ مـاهِ رخ زهــرا تماشا میـکند
در آمد و شد اولیا، در رفت و آمد انبیا
ای غصّه و ای غم برو٬ ای شوق و ای شادی بیا
خوان کرَم٬ مخلوق را دعوت به مهمانی کند
وز طور٬ موسی آمده تا آنکه دربانی کند
آید خلیل٬ آرِد ذبیحِ خود که قربانی کند
یوسف گرفته مجمر و اسپند گردانی کند
کرّوبیان در هلهله، قدوسیان در همهمه
عیسی به دنبال علی،٬٬ مریم کنار فاطمه
از بهر این ساعت٬ زمان٬ لحظه شماری کرده است
وز بهراین وصلت زمین نابردباری کرده است
چشم فلک شب تا سحر اختر شماری کرده است
دست خدا٬ وجه خدا راخواستگاری کرده است
امشب علی٬ آن عدل کل برعقل کل داماد شد
شاگرد ممتاز نَبی، داماد بر استاد شد
بزمی که حق آراسته٬ الحق تماشایی بُوَد
جبریل مأمور است و فکر مجلس آرایی بوَد
میکال از عرش آمده٬ گرم پذیرایی بوَد
در شهر یثرب٬ لاجرم، خوش گِرد هم آیی بُوَد
خیل مَلک از عرش٬ سوی فرش٬ فرش آورده اند
بهر جلوس انبیا٬ پَرهای خود گسترده اند
چشمی ندیده در زمین در هر زمان مانندشان
شادی زهرا و علی٬ پیداست از لبخندشان
لبخندشان دارد نشان از خاطر خرسندشان
شیعه مبارک باد گو٬ بر یازده فرزندشان
ای شیعه ، دست افشان شو و تبریک بر دلها بگو
بر پای خیز و تهنیت بر مهدی زهرا بگو
میخانه باز و هرکسی جام مکیّف می زند
ناهید، پا می کوبد و تندر به کف دف می زند
رنگین کمان چون مشتری خود را در این صف می زند
لبخند وصل امشب چه خوش کوثر به مصحف میزند
منشین غمین امشب دلا، شادیّ دل کن برملا
خیز و مِس خود کن طلا ، آیینه ات را ده جلا
ای ساقی کوثر٬ کنار خود بهشتی رو ببین
قامت قیامت را نگر٬ طوبی ببین٬ مینو ببین
زین پس هلال خویش را در آن خَمِ ابرو ببین
هم روز را در چهر او٬ هم شب در آن گیسو ببین
هر چند ماهت٬ رُخ عیان امشب به تو آسان کند
روزی رسد کز چشم تو رُخسار خود پنهان کند ...
شاعر : علی انسانی
بهانه ای برای با شما بودن تا برخی معارف دین مبین اسلام و آموزه های مکتب اهل بیت علیهم السلام و مطالب مورد نیاز زائران و مسافران سفر معنوی حج و عمره و عتبات بیان شود