غدیر صفحه تاریخ «والا من والاه»

غدیر آیه توبیخ «عاد من عادا» ست‏

هنوز از دل تفتیده غدیر بلند

صداى مدح على با نواى روح فزاست‏

هنوز لاله «اكملت دینكم» روید

هنوز طوطى «اتممت نعمتى» گویاست

هنوز خواجه لولاك را نداست بلند:

كه هر كه را كه پیمبر منم، على مولاست‏

على بود پدر امت و برادر من

على سفیر خدا و على امیر شماست‏

علیست حج و على كعبه و على زمزم‏

على صفا و على مروه و على مسعاست‏

على صراط و على محشر و على میزان

على بهشت و على كوثر و على طوباست‏

على حقیقت توحید بر زبان كلیم‏

على تجلى طور و على ید بیضاست‏

علیست حق و، حقیقت به دور او گردد

علیست عدل و، عدالت به خط او پویاست

على محمد و فرقان و نور و كوثر، قدر

على مزمل و یاسین و یوسف و طاهاست

على به قول محمد: در مدینه علم

ز در درآى كه راه خطا همیشه خطاست‏

حدیث منزله را از نبى بگیر و به خلق

بگو مخالف هارون مخالف موسى است‏

كسى كه جاى نبى خفت، جانشین نبى است

نه آن كه راحتى جان خویش را مى‏خواست

كسى كه بت شكند بر فراز دوش نبى

براى حفظ خلافت ز هر كسى اولاست‏

گواه من به خلافت همان وجود علیست

كه آفتاب به تأیید آفتاب گواست

به دیدگان خدابین مرتضى سوگند!

كسى كه غیر على دید، دیده‏اش اعماست

ثواب نیست، ثوابى كه بى ولاى علیست

نماز نیست، نمازى كه بى على برپاست‏

به صد هزار زبان، روح مصطفى گوید:

كه ‏اى تمامى امت، على امام شماست!

من و جدا شدن از مرتضى! خدا نكند!

كه هر كه گشت جدا از على، جدا ز خداست‏

مگر نگفت نبى: با هم اند حق و على

اگر على نبود در میانه، حق تنهاست‏

تمام قرآن در حمد و، حمد «بسم الله»

تمام بسمله در «با»، على چو نقطه باست‏

الا كسى كه تو را از على جدا كردند!

پناهگاه تو در آفتاب حشر كجاست ؟

مرا به روز قیامت به خلد كارى نیست

بهشت من همه در صورت على پیداست

على ولى خدا بود پیش از آنكه خداى

به حرف «كن» همه كائنات را آراست‏

خدا براى على خلق كرد عالم را

چنان كه خلقت او را براى خود مى‏خواست

تمام عالم ایجاد بى وجود على

بسان كشتى بى ناخداى، در دریاست

اگر قصیده «میثم» بود صد و ده بیت

كه در عدد، صد و ده نام آن ولى خداست‏

فضایلى است على را كه گفتن هر یك

نیازمند هزاران قصیده غرّاست‏

 شاعر: غلامرضا سازگار