در انتظار مقدمش افتاده ترینم
بسم الله الرحمن الرحيم
بارها روي تو را ديدم ولي نشناختم
لاله از باغ رخت چيدم ولي نشناختم
همچو گل كز ديدن خورشيد ميخندد به صبح
بر گل روي تو خنديدم ولي نشناختم
كعبه را كردم بهانه تا بگردم دور تو
آمدو دور تو گرديدم ولي نشناختم
در كنار مسجد كوفه تو را گفتم سلام
پاسخ از لبهات بشنيدم ولي نشناختم
در حريم ساقي كوثر نگاهم بر تو بود
كوثر از جام تو نوشيدم ولي نشناختم
در كنار مرقد شش گوشه جدت حسين
خم شدم دست تو بوسيدم ولي نشناختم
اي دل غافل كه همچون سايه نزد آفتاب
پاي ديوار تو خوابيدم ولي نشناختم
در منا پيش تو بنشستم ندانستم تويي
با تو از هجر تو ناليدم ولي نشناختم
در مسير جمكران عطر دل انگيز بهشت
از نفسهاي تو بوييدم ولي نشناختم
غفلت ميثم ببين يك عمر رخسار تو را
در همه آيينه ها ديدم ولي نشناختم
شاعر: حاج غلامرضا سازگار
+ نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت توسط حسینی کاشانی
|
بهانه ای برای با شما بودن تا برخی معارف دین مبین اسلام و آموزه های مکتب اهل بیت علیهم السلام و مطالب مورد نیاز زائران و مسافران سفر معنوی حج و عمره و عتبات بیان شود