افزون بر خبر دادن قرآن كريم از معاد و روز جزا دلايل ديگري، قطعي بودن معاد را روشن مي‏نمايند، كه يكي از آن‏ها را مي‏آوريم:

خداوند حكيم است و كارهايش هدف دارد و اگر معادي در كار نباشد و زندگي انسان با زندگي در دنيا پايان يابد، با حكمت خداسازگار نيست، زيرا دنيا با محدوديت زماني و مكاني خود نمي‏تواند هدف از آفرينش موجودي باشد كه بي نهايت خواه و جاودانه طلب است و استعداد زندگي جاويد و عشق به آن دارد.

پس از آن جايي كه مي‏دانيم خدا حكيم است، يقين پيدا مي‏كنيم كه معاد بايد باشد. توضيح اين كه: بدون شك عالمي كه در آن زندگي مي‏كنيم، بسيار عظيم، دقيق و حساب شده است. كره زمين يك واحد از مجموعه منظومه شمسي، و آن نيز يك واحد از مجموعه كهكشان است و هزاران اسرار در جهان وجود دارد كه بعضي از آنها كشف و معلوم شده و بسياري از آنها جزء مجهولات بشر باقي مانده است.

از اين ميان انسان حداقل كامل‏ترين موجودي است كه مي‏شناسيم، با ساختمان و غيره روح و جسم و ريزه‏كاري‏ها و ظرافت‏ها و عجائبش. حال اگر بنا باشد زندگي اين گل سر سبد جهان آفرينش در اين خلاصه شود كه چند روزي در جهان باشد، مدتي كودك و ناتوان، مدتي پير و از كار افتاده، زماني گرفتار طوفان‏هاي شديد جواني، گاه سالم، گاه بيمار، غالباً گرفتار تهيه مايحتاج زندگي كه در خور و خواب خلاصه مي‏شود، سپس مردن و فاني شدن، چقدر نا زيبا و دور از حكمت است! خداوند حكيم است، يعني تمام افعال او طبق حكمت مي‏باشد. آيا حكمت جز اين است كه تمام كارهاي او هدف روشن و حساب شده‏اي را تعقيب مي‏كند؟ آيا هدف او ممكن است بهره‏گيري وجود خودش باشد با اين كه از همه چيز بي نياز است و صاحب كل كمالات به صورت نامتناهي است؟ اگر نتيجه عايد بندگان مي‏شود، مسلماً زندگي مادي و محدود جهان نمي‏تواند هدفي براي اين آفرينش عظيم باشد، كه با يك چشم بر هم زدن فاني مي‏شود. آيا اين بدان نمي‏ماند كه صنعت گري يك ماشين بسيار عظيم و دقيق صنعتي را طي ساليان دراز بسازد، اما همين كه به كار افتاد، آن را در هم بكوبد و نابود سازد؟! آيا به عقيده شما اين كار حكيمانه است آيا شبيه به آن نيست كه كودكي را با هزاران دردسر در يك رحم مصنوعي پرورش دهند، و آن گاه كه ورزيده و آماده زندگي شد، او را بكشند؟!

به همين جهت ماديين كه اعتقاد به خدا و معاد ندارند، زندگي را پوچ و بي هدف مي‏شمرند، و راستي هم زندگي دنيا منهاي حيات رستاخيز، پوچ و بي هدف است به همين دليل هر كس ايمان به خدا و حكمت او دارد، نمي‏تواند انكار كند كه با مرگ انسان حيات او برچيده نمي‏شود. اين عالم حكم رحم مادر را دارد كه انسان را به صورت يك جنين در خود پرورش مي‏دهد و آماده تولد ثانوي در جهان ديگر مي‏سازد. مسلماً زندگاني جنيني در رحم هدف نيست، بلكه مقدمه است براي يك زندگي گسترده ديگر.] ناصر مكارم شيرازي، پيام قرآن، ج 5، ص 244 – 246[ از همين جا معلوم مي‏گردد كه اصولاً انسان براي زندگي ابدي و هميشگي خلق شده است و از همين جا زندگي جاويدان اخروي معني پيدا مي‏كند.

دلايل بسياري ديگري از جمله عدالت خداوند اقتضاي معاد و رستاخيز را دارد. كساني كه در دنيا پاك و درستكار زندگي كرده‏اند، اما زندگي‏شان همراه با سختي‏ها و مشكلات و تلخي‏هاي فراوان بود و از طرف ديگر بدكاران و ستمگران كه به عيش و نوش پرداختند و از نعمت‏هاي خداوند بهره‏مند شده‏اند اما هيچ گاه شاكر نبودند. آيا اين دو گروه يكسان اند و با مرگ همه چيز تمام مي‏شود و هيچ حساب و كتابي در كار نخواهد بود؟! پس عدالت خداوند چه مي‏شود؟ راستي اگر معاد نبود، زندگي چقدر زشت و بي معنا و ظالمانه بود؟

نقل از پایگاه اطلاع رسانی جهانی اهل بیت علیهم السلام

توجه

سایر مطالب منتشره با موضوع سوالات، شبهات و پاسخ ها را در لینک زیر ببینید

http://sabouu.blogfa.com/category/6