و آنها را نشانه گذارى كرد.قريش از حركت پيامبر مطلع شدند و سوارانى را براى جلوگيرى از حركت پيامبر صلى الله عليه وآله  به سوى مسلمانان گسيل داشتند و سرانجام مسلمانان در منطقه اى به نام حديبيه از حركت بازايستادند و قريشيان با فاصله اى نه چندان زياد در مقابل آنها صف آرايى نمودند.

نمايندگانى از دو طرف خواسته ها و شرايط طرفين را به يكديگر بازگو نمودند. اگر چه در مواردى هم به نماينده مسلمانان اهانت هايى شد ولى با صبر و بردبارى مسلمانان اتفاق خاصى پيش نيامد، و سرانجام سهيل بن عمرو به عنوان پنجمين نماينده قريش مأمور شد تا با دستورات خاصى غائله را خاتمه دهد. لذا گفت: نظر سران قريش اين است كه به جهت حفظ حرمت و عزت قريش امسال از اين نقطه به مدينه باز گرديد و انجام مراسم عمره را به سال آينده موكول كنيد. مسلمانان مى توانند سال آينده مانند تمام طوائف عرب در مراسم حج شركت كنند، مشروط بر اينكه بيش از سه روز در مكه نمانند و سلاحى جز سلاح مسافر همراه نداشته باشند.

مذاكرات سهيل با پيامبر سبب شد كه يك قرارداد كلى و وسيعى ميان مسلمانان و قريش بسته شود. سهيل در شرايط و خصوصيات پيمان فوق العاده سخت گيرى مى كرد. گاهى كار به جايى مى رسيد كه نزديك بود رشته مذاكرات صلح قطع شود ولى از آنجا كه طرفين به صلح و مسالمت علاقمند بودند دو مرتبه رشته سخن را به دست گرفته در پيرامون آن سخن مى گفتند. سرانجام قرار شد مواد آن در دو نسخه تنظيم گردد و به امضا طرفين برسد.

پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله  به على عليه السلام  دستور داد كه پيمان صلح را به شرح ذيل بنويسد. بسم الله الرحمن الرحيم و على عليه السلام  نوشت. سهيل گفت: من با اين جمله آشنايى ندارم بنويس باسمك اللهم.  عده اى از مسلمانان گفتند به خدا قسم كه ما چيزى جز بسم الله الرحمن الرحيم نمى نويسم. پيامبر فرمودند: بنويس باسمك اللهم، اين پيمانى است كه محمد، پيامبر خدا با سهيل نماينده قريش بست.

سهيل گفت: ما رسالت و نبوت تو را به رسميت نمى شناسيم، اگر معترف به رسالت تو بوديم هرگز با تو از در جنگ وارد نمى شديم، بايد نام خود و پدرت را بنويسى و اين لقب را از متن پيمان بردارى. در اين نقطه، برخى از مسلمانان راضى نبودند كه پيامبر تا اين حد تسليم خواسته سهيل شود ولى پيامبر با در نظر گرفتن يك رشته مصالح عالى خواسته سهيل را پذيرفت و به على عليه السلام  فرمود كه لفظ «رسول الله» را پاك كند.

در اين لحظه على عليه السلام  با كمال ادب عرض كرد: مرا ياراى چنين جسارتى نيست كه رسالت و نبوت تو را از پهلوى نام مباركت محوم كنم. پيامبر از على عليه السلام  خواست كه انگشت او را روى آن بگذارد تا او شخصاً آن را پاك كند و على انگشت پيامبر را روى آن لفظ گذارد و پيامبر لقب «رسول الله» را پاك نمود... .

با عنايت به آنچه گذشت مى توان چنين پاسخ گفت:

اولاً: با توجه به رخدادهاى هنگام صلح و سخت گيرى هاى دشمن در انعقاد پيمان و نوع برخورد مشركين با مسلمانان، مخصوصاً با پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله ، همه مسلمانان به خصوص على عليه السلام  را به مقاومت و موضع گيرى در مقابل خواسته هاى سهيل وادار مى نمود. به طورى كه على عليه السلام  پس از درخواست سهيل مبنى بر حذف رسالت پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله  خطاب به او مى گويد: «واى بر تو سهيل دست از دشمنى ات بردار». و پس از فرمايش پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله  كه با توجه به مصالح اسلام و مسلمين حاضر بر چشم پوشى از اين حق مسلم خود شده بود و تن به خواسته سهيل داده بود، به دفاع از پيامبر برخواسته كه يا رسول الله من هرگز مقام رسالت تو را محو نمى كنم.

ثانياً: روايات مشابهى كه در كتاب هاى معتبر شيعه و سنى آمده است، پاسخ على عليه السلام  در مقابل خواسته پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله  را با لغات و كلمات ديگرى بيان داشته اند كه حاكى از تواضع و فروتنى امير المؤمنين عليه السلام  نسبت به مقام شامخ پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله مى باشد كه برخى از آنها عبارتند از:

1. .... فقال لى يا على امح رسول الله فقلت يا رسول الله لا تُشَجَّعْنِى نفسى على محو اسمك من النبوة...»;[ شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج 2، ص 275] به من فرمودند اى على، كلمه رسول الله را حذف كن و من عرض كردم كه يا رسول الله مرا ترغيب و وادار به حذف كردن نامتان از رسالت نفرماييد.

2 . قال لعلى عليه السلام  امح رسول الله فقال : يا رسول الله انّ يدى لا تنطلق بمحو اسمك من النبوة;[ بحارالانوار، مجلسى، ج 20، ص 333 و كشف الغمه، ج 1، ص 209.] پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله به على عليه السلام فرمود كلمه رسول الله را محو كن، پس على عليه السلام  عرض كرد يا رسول الله براى حذف نام تو از نبوت دستم ياراى حركت ندارد.

3 . فقال النبى صلى الله عليه وآله لعلی :  امح رسول الله و اكتب محمد بن عبدالله،  فقال على عليه السلام : ما كنت لامحها.[ الفصول فى الاصول، الجصاص، ج 4، ص 35] پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله به على عليه السلام فرمود كلمه رسول الله را حذف بنما و به جاى آن بنويس محمد بن عبدالله، سپس على عليه السلام  عرض كرد كه من نيستم آن كسى كه بتواند نام تو را از رسالت محو كند.

4 . فقال يا على امح رسول الله فقلت يا رسول الله لا تُسَخُّونفسى بمحو اسمك من النبوة، پيامبر صلى الله عليه وآله  فرمود اى على: «رسول الله» را محو كن پس من عرض كردم كه يا رسول الله مرا در پاك كردن نامت از رسالت ترك مكن و تنها مگذار.

از مجموع اين روايات مى توان دريافت كه پاسخ حضرت على عليه السلام  از باب تعظيم و اكرام پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله  بوده و در حقيقت پاسخ حضرت به نحوى معاف داشتن وى از اين عمل بوده است نه تمرد و سرپيچى، چرا كه درخواست مشركين نزد على عليه السلام و ديگر مسلمانان يك عمل ننگين و بى شرمانه اى بود كه عملى ساختن آن براى حضرت على عليه السلام  بسيار دشوار مى نمود و چه بسا وى را آزرده خاطر مى ساخت لذا على عليه السلام  با عذرخواهى از پيامبر خواستار معافيت از اين كار شد.

شاهد بر اين مدعا رفتار پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله  و رواياتى است كه از آينده نگرى پيامبر صلى الله عليه وآله  نسبت به على عليه السلام  خبر مى دهند.

على عليه السلام  مى فرمايد: پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله  به من تبسمى نمود و فرمود اى على به زودى تو را نيز به چنين عملى دعوت مى كنند و تو با مظلوميت به چنين كارى تن مى دهى.

«.... ثم تبسم الىّ و قال يا على اما انك مستام مثلها فتعطى...».[ شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج 2، ص 275 و بحارالانوار، مجلسى، ج 33، ص 350 و كشف الغمه، ابن ابى الحديد الاربلى، ج 1، ص 209 و اخبار الدولة العباسيه، ص 41.

ثالثاً: از سياق كلمات و فرمايشات پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله  چنين استفاده مى شود كه اصلاً اين امر پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله  يك امر مولوى نبوده تا با عدم اطاعت آن فردى گنهكار محسوب شود كه البته اگر اين امر، امر مولوى مى بود حضرت على عليه السلام  از اطاعت آن شانه خالى نمى كرد، چنان كه صاحب الفصول فى الاصول از علماى اهل سنت به آن تصریح دارد ( الفصول فى الاصول، الجصاص، ج 4، ص 35)

پس بنابر آنچه گذشت مى توان چنين گفت كه عمل على عليه السلام  در آن قضيه نه تنها بى توجهى و عدم اطاعت نسبت به فرمايش پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله  نبوده، بلكه حضرت على عليه السلام در صدد تعظيم و دفاع از مقام شامخ رسالت آن حضرت بوده است. بر خلاف عمل نكردن عمر بن خطاب به دستورات پيامبر صلى الله عليه وآله كه با بررسى آن به دست مى آيد كه هرگز از باب تعظيم نبوده است  که در بخش های بعدی به آن می پردازیم انشاء الله.

 برگرفته از پایگاه جهانی اطلاع رسانی اهل بیت علیهم السلام