آیا امام حسن مجتبی علیه السلام «مِطلاق» بود؟
مع الاسف، این روایتها هم در منابع حدیثی و تاریخی شیعی آمده و هم در کتب تاریخ اهل سنت. نخست به نقلهای مختلف این مطلب اشاره می شود و سپس به پاسخگویی و نقادی آن می پردازیم. در نقل روایتها ترتیب تاریخی و زمانی کتب را منظور می داریم تا نقد به سهولت انجام شود.
1ـ اولین کتاب حدیثی شیعه که این مطلب در آن نقل شده کتاب محاسن برقی، نوشته احمد بن ابی عبداللّه برقی(م274 یا 282ق) است:
مردی نزد امیرالمؤمنین علیه السلام آمد و گفت: می خواهم مشورت کنم. حسن و حسین و عبداللّه بن جعفر از دخترم خواستگاری کرده اند [به کدام دختر دهم؟ [حضرت فرمود: کسی که مورد مشورت قرار گیرد؛ امین است. بدان حسن، بسیار طلاق می دهد. دخترت را به حسین تزویج کن زیرا برای دخترت بهتر است.
2ـ پس از محاسن، روایتهایی در این زمینه در کتاب کافی نوشته محمد بن یعقوب کلینی(م329ق) نقل شده است.
الف) امام صادق علیه السلام فرمود: حسن بن علی پنجاه زن را طلاق داد. تا آنکه حضرت علی علیه السلام در کوفه به پا خاست و فرمود: ای کوفیان، به حسن دختر ندهید زیرا بسیار طلاق می دهد. مردی بر پا خاست و گفت: به خدا سوگند، چنین می کنیم. او فرزند رسول خدا(ص) و فاطمه است، اگر خواست همسرش را نگه می دارد و اگر نخواست طلاق می دهد.
ب) امام صادق علیه السلام فرمود: علی علیه السلام بر منبر فرمود: به حسن دختر ندهید زیرا او مردی پرطلاق است. مردی هَمْدانی بلند شد و گفت: به خدا سوگند چنین خواهیم کرد زیرا او فرزند رسول خدا و امیرالمؤمنین است. اگر خواست همسر را نگه دارد و اگر نخواست طلاق می دهد. (الکافی، ج6، ص56،)
3ـ پس از کافی، این مضمون در کتاب دعائم الاسلام(ج2، ص257، ح980)، نوشته نعمان بن محمد تمیمی قمی(م363ق) آمده است:
امام باقر علیه السلام فرمود: علی(ع)، کوفیان را مخاطب ساخت و فرمود: به حسن زن مدهید زیرا که بسیار طلاق می دهد. پس از این سه کتاب، کتب روایی دیگر با همین اسناد به نقل این احادیث پرداخته اند.
به جز کتب حدیث، در پاره ای از کتب تاریخی که شیعیان تحریر کرده اند نیز این مطلب بازگو شده است. ابن شهر آشوب(م588ق) در کتاب مناقب از قوت القلوب ابوطالب مکی، آن را روایت کرده است.
این مضامین در کتب حدیثی اهل سنت دیده نشد اما در تعدادی از کتب تاریخی آنان روایت شده؛ که در مجموع این نقلها و اسناد، یک مطلب دست به دست گشته و آن اینکه امام مجتبی علیه السلام مطلاق (پرطلاق) بود و پدر بزرگوارش مردم را از همسر دادن به فرزندش باز می داشت. چرا که وی، زنان را نگه نمی داشت و به سرعت طلاق می داد. و در پاره ای نقلها چنین آمده که حضرت علی علیه السلام از این عمل فرزندش هراس داشت که شاید سبب دشمنی و کینه قبایل را هم فراهم آورد.
حال، سخن این است که آیا این نقلها از صحت و سلامت تاریخی برخوردار است و آیا چنین بوده که امام مجتبی علیه السلام این حد، ازدواج می کرد و طلاق می داد که یک بحران خانوادگی را برای آل علی علیه السلام سبب شود؟
به نظر می رسد شواهد تاریخی، عقیدتی فراوان در دست است که نادرستی این نقل ها را روشن می سازد از جمله :
یک. امام مجتبی علیه السلام در نیمه رمضان سال دوم یا سوم هجری به دنیا آمد و در 28 صفر سال 49 هجری از دنیا رفت. عمر ایشان 46 یا 47 بیشتر نبود. اگر اولین ازدواج حضرت در 20 سالگی باشد، تا سال شهادت پدر یعنی سال 40 هجری، یعنی در فاصله 18 یا 17 سال، باید این تعداد ازدواج و طلاق صورت گرفته باشد که امری نامعقول است.
توضیح مطلب، آن است که طبق نقل ابوطالب مکی امام مجتبی 250 یا 300 زن گرفت که پدر را به ستوه آورد و علی علیه السلام در یک سخنرانی اعلام داشت به حسن زن ندهید زیرا پرطلاق است.(23) این بدان معنا است که هر ماه، بیش از یک زن گرفته باشد و بسیاری از آن ازدواجها به طلاق منجر شده باشد، زیرا نمی توان بیش از چهار زن دائم داشت.
آیا چنین امری معقول و پذیرفته است. با توجه به اینکه آن حضرت در دوران پنج ساله حکومت پدر در تمامی سه جنگ نهروان، جمل و صفین شرکت داشت.
دو. بیشتر روایتهایی که در کتب حدیث آمده منقول از امام صادق علیه السلام است، یعنی این مطلب یک قرن پس از زمان امام مجتبی علیه السلام مطرح می شود چرا که وفات امام صادق علیه السلام در سال 148 هجری و شهادت امام مجتبی علیه السلام در سال 48 هجری رخ داد. قابل تأمل است که این سخن در همان اوان، بر زبان منصور دوانیقی دشمن سرسخت ائمه(ع)، جاری می شود. مسعودی، سخنرانی منصور را در جمع خراسانیها چنین نقل کرده است:
«سوگند به خداوند که فرزندان ابوطالب را با خلافت وا نهادیم، و به هیچ روی متعرض آنان نشده ایم، تا آنکه علی بن ابی طالب خلافت را به دست گرفته و آن زمان که موفق نشد در حکومت، تن به حکمیت داد. مردم اختلاف کردند و سخنشان گوناگون شد تا گروهی بر او هجوم آورده و او را کشتند. پس از وی، حسن بن علی به پا خاست. او مردی نبود که اگر اموالی بر او عرضه می شد، بستاند. معاویه با حیله او را ولی عهد خود کرد. و سپس او را خلع کرد. او به زنان رو آورد. روزی نبود که ازدواج نکند یا طلاق ندهد. تا آنکه در بستر از دنیا رفت».
سه. اگر چنین امری واقع شده بود باید دشمنان حضرت در زمان حیاتش، این امر را بر ایشان خُرده می گرفتند و در مناظرات و اعتراضهایی که بر حضرت داشتند بر این نکته ـ که اگر صحیح بود نقطه ضعف بزرگی به شمار می رفت ـ انگشت می گذاشتند. ولی چنین امری از آن دوران، گزارش نشده است.
چهار. تعداد همسران و فرزندان و دامادانی که برای حضرت در کتب تاریخ آمده، با این رقمها سازگاری ندارد. بیشترین تعداد فرزندان را 22 و کمترین را 12 گفته اند و تنها 13 نام به عنوان همسر، برای ایشان ذکر شده که ترجمه و شرح حال بیش از سه تن آنان در دست نیست و نیز بیش از سه داماد برای آن بزرگوار در کتب تاریخ، گزارش نشده است.
اینها شواهدی تاریخی بود که بر سستی این نقلها گواهی می داد، به جز آن شواهد غیر تاریخی که به معارف دینی برمی گردد، نیز در دست است که بدان اشاره می شود.
پنج. روایتهای بسیاری بر مبغوضیت طلاق دلالت دارد. این روایتها در کتب حدیث شیعه و اهل سنت به نحو مکرر، نقل شده است:
رسول خدا(ص) فرمود: منفورترین حلالها نزد خداوند، طلاق است. (سنن ابی داود، ج2، ص632، ح2178)
امام صادق علیه السلام فرمود: ازدواج کنید و طلاق ندهید زیرا طلاق عرش خداوند را به لرزه می آورد.( وسائل الشیعة، ج15، ص268)
و نیز امام صادق(ع)، از پدرشان نقل می کند: خداوند کسی را که بسیار طلاق دهد و به دنبال تنوع ذائقه جنسی باشد، دشمن می دارد.( وسائل الشیعة، ج15، ص267)
و بر پایه همین روایات، گروهی از فقهای شیعه و اهل سنت فتوا به کراهت طلاق در صورت سازگاری اخلاقی زن و شوهر داده اند. و فقهای حنفیه در چنین فرضی طلاق را حرام می دانند.
حال آیا می توان گفت امامی معصوم به طور مکرر دست به چنین عملی زند و این عمل، توجیهی نداشته باشد که پدرش هم اقدام به جلوگیری از آن نماید.
و بر اینها بیفزاییم چگونه ممکن است چنین اعمالی از شخصیتی که 20 بار پیاده حج گذارد سر زند. کسی که چنین با خداوند نیایش می کرد:
من از پروردگارم حیا می کنم که او را ملاقات کنم در حالی که پیاده به سوی خانه او نرفته باشم. این بود که 20 بار پیاده از مدینه به حج رفت. و کسی که عابدترین و زاهدترین انسان زمانش بود.
شش. صفت «مطلاق» (پرطلاق)، در جاهلیت نیز مذموم بود. وقتی خدیجه(س) به عمویش ورقه، از خواستگارانش سخن گفت و با وی مشورت کرد که به کدام پاسخ مثبت دهد، ورقه جواب داد: شیبه بسیار بدبین است، عقبه پیرمرد است، ابوجهل مردی متکبر و بخیل است، صلت مردی مطلاق است. آنگاه خدیجه(س) گفت: نفرین خدا بر اینها باد، ولی آیا می دانی مرد دیگری هم از من خواستگاری کرده است ....
چگونه خصلتی که در جاهلیت مورد ذم و سرزنش بود و مردمان آن دوره حاضر نبودند به چنین مردی زن دهند، آن وقت حضرت علی علیه السلام فرزند زاهد و پارسای خود را چنین وصف کرده باشد؟!
لذا با توجه به این نقدهای شش گانه نمی توان این مضامین را پذیرفت.
خلاصه سخن در این نوشتار این شد که:
1ـ روایتهایی در منابع حدیثی و تاریخی دلالت دارد که امام حسن مجتبی علیه السلام بسیار ازدواج می کرد و بسیار زنانش را طلاق می داد تا آنجا که سبب اعتراض پدر شد.
2ـ بر پایه این روایتها تحلیلهای تاریخی و استنباطهای فقهی، صورت گرفته است.
3ـ شواهد تاریخی و عقیدتی بر نادرست بودن این روایتها دلالت دارد که به شش مورد اشاره شد.
4ـ از این روایتها به جهت سستی و نادرستی، نمی توان هیچ حکم فقهی را استنباط کرد، چنان که تحلیل شخصیت بر مبنای اینها نادرست است.
5ـ طلاق، مبغوض ترین حلال خداوند است و تکرار آن بر مبغوضیت و منفوریت آن می افزاید.
پدید آورنده : مهدی مهریزی با تلخیص و اختصار
متن کامل این مقاله را اینجامطالعه نمایید
بهانه ای برای با شما بودن تا برخی معارف دین مبین اسلام و آموزه های مکتب اهل بیت علیهم السلام و مطالب مورد نیاز زائران و مسافران سفر معنوی حج و عمره و عتبات بیان شود