دست بسته نماز خواندن

 تکتف یا دست بسته نماز خواندن از جمله مسائلي است كه درباره آن، بين مذهب اهل بيت عليهم السلام و برخي از مذاهب ديگر اختلاف شده است. با این حال همه مسلمانانِ در تمام مذاهب، اتفاق دارند كه تكتـّف در نماز، واجب نيست. با توجه به اين مطلب، چند ديدگاه در مورد تكتـّف وجود دارد:

مذاهب حنفي، شافعي و حنبلي دست بسته بودن را در نماز، مستحب می دانند چه نماز واجب باشد و چه مستحب، .ابو هریره و عایشه و عده ای از صحابه به این قول معتقدند.

مالکی ها دست بسته بودن در نماز مستحبي را جايز و در نماز واجب، مكروه می داند و بر خلاف سه مذهب دیگر آويختنِ دست‌ها در نمازهاي واجب را مستحب می داند.

حنفي‌ها مي‌گويند:روي هم گذاشتن دست‌ها در نماز، سنّت است وواجب نيست، و براي مرد بهتر است كه كف دست راستش را بر پشت دست چپ، زير ناف قرار دهد، و زن دست‌ها را بر سينه‌اش بگذارد.

شافعي‌ها مي‌گويند: گذاشتن دست روي يكديگر، در نماز، براي مرد و زن سنّت است و بهتر است كه كف دست راست را بر پشت دست چپ زير سينه و بالاي ناف به سمت چپ قرار دهد.

حنبلي‌ها مي‌گويند: گذاشتن دست‌ها روي هم، سنّت است و بهتر است كه كف دست راست را بر پشت دست چپ نهاده، زير ناف قرار دهند.

شیعه و پیروان اهل بیت علیهم السلام تكتـّف و دست بسته نماز خواندن را بدعت و حرام می دانند و آن را موجب بطلان نماز مي دانند .

از جمله روایاتی که شیعه به آن استناد کرده است روایت حماد بن عیسی از امام صادق علیه السلام است كه فرمود:  ((براي مرد چقدر زشت است كه شصت يا هفتاد سال بر او گذشته باشد و يك نماز را با تمام شرايطش به جا نياورده باشد!)) حمّاد مي گويد: خجالت كشيدم و گفتم: فدايت گردم نماز را به من بياموزيد. امام صادق عليه السلام رو به قبله ایستاد، و هر دو دست خود را بر روي ران آويزان كرد. انگشتانش را به هم چسباند و بين دو پايش را به هم نزديك كرد تا حدي كه بين آنها سه انگشت فاصله بود. همه انگشتان دو پايش را به سوي قبله نمود و آنها را از قبله متمايل نساخت. پس با خشوع و فروتني گفت: ((الله اكبر)). سپس حمد و قل هو الله را با حالت ترتيل قرائت كرد. سپس به اندازه يك نفس كشيدن  در حالت ايستاده  صبر كرد و پس از آن گفت: ((الله اكبر)). سپس به ركوع رفت  و دو كف دستش را به صورت باز بر زانوهايش قرار داد و زانوانش را آن قدر عقب برد تا كمرش راست شد ، به گونه اي كه اگر قطره اي آب يا روغن بر پشتش ريخته مي شد ، جاري نمي شد. و گردن خود را راست نگه داشت و چشمان خود را بست. سپس با ترتيل سه بار گفت: ((سبحان ربي العظيم و بحمده)). سپس راست ايستاد و گفت: ((سمع الله لمن حمده)). پس از آن در حالي كه ايستاده بوده، تكبير گفت و دستان خود را تا مقابل صورتش بالا آورد و به سجده رفت . او دستان خود را قبل از زانوانش بر روي زمين قرار داد و سه مرتبه گفت: ((سبحان ربي الأعلي و بحمده)) و هيچ عضوي از بدنش را بر عضوي ديگر قرار نداد و بر روي هشت عضو سجده نمود: پيشاني، دو كف دست، زانوها و انگشتان شصت دو پا و بيني. اين هفت تا واجب هستند و قرار دادن بيني بر روي زمين، سنت است و اين كار نشانه نهايت عبوديت است. سپس سرش را از سجده بلند كرد . وقتي راست نشست، گفت: ((الله اكبر)). پس از آن بر روي ران چپ خود نشست و روي پاي راستش را بر  چپش گذاشت و گفت: ((استغفر الله ربي و اتوب اليه)). سپس در حالي كه نشسته بود ، تكبير گفت و سجده دوم را هم به جاي آورد و آنچه را كه در سجده اول گفته بود ، تكرار كرد. براي هيچ يك از اعضاي بدنش در ركوع و سجود از چيزي كمك نگرفت، و در سجده آرنج  خود را از زمين بلند كرده و ازبدن دوركرده بود  به اين صورت دو ركعت نماز به جاي آورد . سپس فرمود: ((اي حماد! اين چنين نماز بگزار، و در نماز روي خود را برمگردان و با دست و انگشتانت، بازي نكن. و  آب دهن مَيَفكن)).
  در این روایت که در مقام بيان چگونگي نماز واجب بیان شده است هیچ اشاره ای به انواع و اقسام مختلف تكتف نشده است; در حالي كه اگر تكتف سنت بود، امام عليه السلام در بيان آن كوتاهي نمي كرد. ايشان به صورت عملي نماز پيامبر صلي الله عليه و آله را براي ما ترسيم كرده اند چرا که آن حضرت اين نماز را از پدرش امام باقر عليه السلام و او از پدرانش، و آنها از امير المؤمنين علي عليه السلام و آن حضرت از پيامبر بزرگ اسلام صلي الله عليه و آله گرفته اند.
   در مقابل مهمترین دلیلی که معتقدان به مشروعيت تكتـّف و دست بسته نماز خواندن به آن استناد کرده اند این است که قرار دادن دست بر روي دست، انسان را از انجام كارهاي بيهوده نگه مي دارد و براي تواضع و تضرّع بهتر است.
   در پاسخ بايد گفت: ((اگر شريعت با سخناني شبيه اين سخن اثبات مي شد، دين نابود مي گشت. وظيفه ي انسان ، تعبّد به شريعت است; لكن اگر بخواهد سليقه اش را مقياس حلال و حرام قرار دهد، نتيجه عكس خواهد داد.

البته در اين خصوص كه از چه زماني دست بسته نماز خواندن سنت شد اختلاف نظر وجود دارد . برخي معتقدند اين سنت در زمان عمربن خطاب , رواج يافت زمانی كه اسيران ايراني را نزد عمر آوردند, عمر آنها را با دست بسته ديد از علت آن پرسید ؟ گفتند: رسم ما ايرانيان اين است كه در برابر پادشاهانمان چنين مي ايستيم . اين کار به مذاق عمر خوش آمد و دستور داد از اين پس در نماز چنين بايستند و مردم هم مطابق دستور عمل كردند و به اين ترتيب دست بسته نماز خواندن, سنت شد.