ازدواج عمر با ام كلثوم ؟
1. نظرية شيخ مفيد
شيخ مفيد (336ـ 413)، در رساله ويژهاي كه در اين موضوع نوشته، در صحت آن تشكيك كرده و ميگويد: خبر تزويج از طريق زبير بن بكار[ زبير بن بكار از اولاد زبير صحابي ، قاضي عصر معتصم عباسي است كه در مكه به سال 256 درگذشت] نقل شده و او مورد اعتماد نيست، به خصوص كه او از دشمنان علي علیه السلام بود، طبعاً نقل وي، به ويژه آنچه مربوط به بنيهاشم است، قابل پذيرش نخواهد بود.
آنچه مايه انتشار اين خبر گرديد، اين است كه ابومحمد، حسن بن يحيي علوي آن را در كتاب «النسب» خود نقل كرده و از آنجا كه فردی علوي آن را نقل كرده است، گروهي آن را پذيرفتند.
آنگاه شيخ مفيد، استاد عقايد شيعه، به وجود تناقضها و اختلافهاي عجيب و غريب در نقل اين قطعه از تاريخ اشاره ميكند و ميگويد: نقلهاي مختلفي در اين باره وجود دارد، از جمله اين كه:
1. علي علیه السلام او را به عقد عمر درآورد.
2. اين كار به وسيله عباس عموي علي علیه السلام صورت پذيرفت.
3. اين كار از روي تهديد انجام گرفت.
4.عروسي صورت پذيرفت و عمر از او داراي فرزندي به نام «زيد» شد.
5. خليفه پيش از مراسم عروسي كشته شد.
6. زيد نيز داراي فرزندي بود.
7. او كشته شد و وارثي نداشت.
8. او و مادرش در يك روز كشته شدند.
9. مادرش پس از وي زنده بود.
10. مهريه او چهل هزار درهم بود.
11. مهريه او چهار هزار درهم بود.
12. مهريه او پانصد درهم بود.
اين اختلافها شك و ترديد را در ذهن انسان زنده كرده و اصل تزويج را زير سؤال ميبرد.[ مصنفات الشيخ المفيد:7، 86، 90]
2. امّ كلثوم ربيبه امام علیه السلام بود
برخي از نويسنـدگان معتقدند امّ كلثومي كه به تزويج خليفه درآمد، ربيبة امام علي علیه السلام بود، نه دختر صلبي او؛ زيرا اسمـاء بنت عميس پس از درگذشت جعفر بن ابي طالب، با ابوبكر ازدواج كرد و از اين ازدواج دختري به نام امّ كلثوم متولد شد. پس از درگذشت خليفة نخست، اسماء با علي علیه السلام ازدواج كرد و دختر خود را به عنوان ربيبه به خانه امام آورد، سپس همين ربيبه به عقد عمر بن خطاب درآمد.
اين نظريه چندان استوار نيست؛ زيرا درست است كه ابوبكر دختري به نام امّ كلثوم داشت، ولي مادر او «حبيبه» دختر يكي از انصار، به نام زيد بن خارجه بود. امّ كلثوم دختر ابيبكر را طلحة بن عبيداللّه تزويج كرد و از او فرزنداني به نامهاي محمد و زكريا و عايشه به دنيا آمدند. پس از كشته شدن طلحه، عبدالرحمن بن عبداللّه وي را تزويج كرد.
خلاصه اين كه اسماء بنت عميس با ازدواج با ابيبكر، جز يك فرزند به نام «محمد» به دنيا نياورد. بنابراين، نميتوان گفت امّ كلثوم مورد گفتگو، دختر اسماء بنت عميس است؛ زيرا اصلاً اسماء دختري از ابوبكر نداشت و امّ كلثوم كه دختر ابوبكر بود، از مادري به نام «قتيله» متولد شده و او هم با طلحة بن عبيداللّه (نه عمر ابن خطاب) ازدواج کرد.[ اسدالغابه، ج5، ص 395]
3. واكنشهاي مختلف در برابر خواستگاري خليفه
انگيزه ظاهري خليفه براي ازدواج، حديثي بود كه از پيامبر نقل ميكرد:
«هر نوع پيوند نسبي و سببي روز قيامت از هم گسسته ميشود، جز پيوند با من از طريق نسب يا سبب».[ الطبقات الكبري، ج8، ص 463]
آنگاه خليفه افزود: من با پيامبر مدّتها زندگي كردهام، ميخواهم اين كار انجام بگيرد.
ولي در باطن انگيزه ديگري در كار بود و آن اين كه از اين طريق ميخواست بر اعمال گذشته خود سرپوش بگذارد و با آن پيوند خويشاوندي، گذشته به فراموشي سپرده شود.
آنگاه كه خواستگاري انجام گرفت، اميرمؤمنان به صورتهاي مختلف عذر خواست كه اين كار انجام نگيرد:
الف. فرمود: دخترم كوچك است (فعلاً هنگام ازدواج او نيست).
خليفه پاسخ داد: به خدا سوگند منظور تو آن نيست، ما ميدانيم منظور تو چيست، تو خواستي از اين كار جلوگيري كني».[ الطبقات الكبري، ج8، ص 464]
ب. بار ديگر عمر بر خواستگاري اصرار كرد، حضرت اين بار عذر ديگري آورد.
با توجه به آنچه در كتابهاي فريقين وارد شده، ازدواج رخ داده و متصدي آن عموي امام، عباس بن عبدالمطلب بوده است، ولي سخن اينجا است كه آيا اين پيوند، با طيب خاطر انجام گرفته و يا فشارهايي از خارج و داخل در آن مؤثر بوده است.
شما با يك محاسبه كوتاه و داوري وجدان ميتوانيد پايه اين ازدواج را از منظر طيب نفس و طوع و رغبت به دست بياوريد.
1. شكي نيست كه روابط خاندان رسالت با خليفه وقت كاملاً تيره و تار بود ويورش به خانه وحي و هتك حرمت دخت گرامي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم چيزي نيست كه بتوان آن را انكار نمود و ما مدارك آن را در پاسخ به يكي از پرسشها ارائه كرديم.
2. عمر فردي خشن و تندخو بود، هنگامي كه خليفه او را بر خلافت برگزيد، گروهي از صحابه بر اين امر اعتراض كردند و گفتند: يك فرد خشن و تندخو را بر ما مسلط كردي؟
3. طبري مينويسد: خليفه، نخست از دختر ابوبكر به نام «ام كلثوم» خواستگاري كرد ولي دختر ابوبكر به خاطر تندي اخلاق خليفه، دست رد بر اين خواستگاري زد.[ تاريخ طبري، ج5، ص 58]
بنابراين نميتوان اين ازدواج را نشانه حسن روابط دانست.
آنچه از مدارك شيعي استفاده ميشود، تنها عقدي بوده و بس. و امّا اين كه مراسم ديگري انجام گرفته يا نه، چندان روشن نيست. حتي امام صادق علیه السلام ميفرمايد: روزي كه عمر بن خطاب درگذشت، اميرمؤمنان، دخترش امكلثوم را به خانه خود آورد.[ كافي، ج6، ص 115]
مسعودي مينويسد: عمر از اين ازدواج طرفي نبست و ثمرهاي به نام فرزند نداشت.[ مروج الذهب، ج2، ص 321، چاپ دارالاندلس، ميگويد: عاصم و عبيداللّه وزيد از يك مادر متولد شدهاند در حالي كه ديگران ميگويند: زيد از ام كلثوم متولد شده است.]
در كنار اين حادثه، بسياري از مورخان و رجال نويسان مطالبي را متذكر شدهاند كه هيچگاه قابل پذيرش نيست و با كرامت و عفت خاندان رسالت سازگار نميباشد. از اين گذشته اسانيد آنها نيز مخدوش و مردود است، و لذا از آوردن آنها خودداري ميكنيم.
منبع : راهنمای حقیقت نوشته آیت الله العظمی سبحانی دامت برکاته
بهانه ای برای با شما بودن تا برخی معارف دین مبین اسلام و آموزه های مکتب اهل بیت علیهم السلام و مطالب مورد نیاز زائران و مسافران سفر معنوی حج و عمره و عتبات بیان شود