شناخت سلفيّه 4
ايشان ويژگيهاي زير را براي صحابه بر ميشمارد:
آنان که در دار ايمان گرد آمدند، يعني آنان که از مهاجرين و انصار بودند و آنان که سبقت در ايمان دارند، آنان که از پيشگامان اسلام به نيکويي تبعيت کردند، يعني آنها که رسول خدا را مشاهده کردند و کلامش را شنيدند و بر احوال او شاهد و ناظر بودند و آن را به مردان و زنان بعد از خود منتقل نمودند، اينان کساني هستند که به خدا ايمان آوردند و ايمانشان را به شرک نيالودند. اينان اهل هدايت هستند. اينان اصحاب رسول خدا و عدول امت هستند و جرح و تعديل در آنها راه ندارند( المدخل إلي مذهب الإمام احمد بن حنبل، ص3(
در مصاديق صحابه نيز بين علماي اماميه و اهل سنت و همچنين بين علماي اهل سنت اختلاف نظر وجود دارد. ممکن است گروهي از متفکران کسي را صحابي بدانند، اما گروه ديگر او را از منافقين به حساب آورند.
احمد بن حنبل، در ميان اصحاب، ابابکر، عمر، عثمان، علي عليه السلام و عشرة مبشره را که مرکّب از چهار خليفة بعد از پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم و طلحه، زبير، سعد، سعيد، عبدالرحمن بن عوف و ابوعبيدة جراحاند، افضل از ساير صحابه و اهل بهشت ميداند.
ابن تيميه نيز عايشه، ابوموسي اشعري، عمرو بن العاص و معاوية بن ابيسفيان را هم از صحابه و اهل فضائل و محاسن و مجتهدان امت ميداند و مينويسد:
بسياري از آنچه از آنها نقل شده دروغ است و سخن درست اين است که بگوييم آنها مجتهد هستند و مجتهد اگر به درستي حکم کرد، براي او دو اجر و اگر به خطا حکم کرد يک اجر براي اوست ( ابن تيميه، مجموعة فتاوي، ص346)
وي در اثبات فضيلت صحابه، حديث «خير القرون القرن الّذي بعثت فيه ثم الّذين يلونهم ثم الّذين يلونهم» را نيز ذکر ميکند. او در عين حال که معاويه و علي عليه السلام را به عنوان صحابة رسول خدا معرفي ميکند، دربارة عمار ياسر به نقل از بخاري و مسلم مينويسد که پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم فرمود:« تقتلُهُ الفئة الباغية...؛ او را گروهي باغي و سرکش ميکشند» (همان، ص347)
يعني از يک سو ابن تيميه، معاويه و عمروبن عاص و سپاهيان معاويه را به عنوان گروهي باغي معرفي ميکند و از طرف ديگر مينويسد:«به دليل کتاب، سنت و اجماع سلف ثابت ميشود که آنها مسلمان و مؤمناند، اگر چه علي بن ابي طالب و سپاه او اولي به حق هستند».
ابن تيميه از يک سو مينويسد: « اگر کسي به طور قطعي بگويد معاويه و اصحابش اهل جهنماند او دروغگوست». (مجموعة فتاوي، ص346) از سوي ديگر، حديث پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم را دربارة عمار ياسر ميآورد که فرمودند: « عمار را گروهي سرکش و باغي ميکشند، درحالي که عمار آنان را به بهشت ميخواند و آنها او را به جهنم دعوت ميکنند» (همان، ص351)
او در ادامه مينويسد:
اين بر صحت امامت علي عليه السلام و وجوب طاعتش دلالت ميکند و دليل بر آن است که قتال با علي عليه السلام جايز نيست و کسي که با او بجنگد خطاکار، باغي و سرکش است. (همان، ص351)
ابن تيميه در جاي ديگر از قول پيشوايان اهل سنت در باب برتري صحابه از تابعين مينويسد:
«مطلقاً هر يک از صحابه از تابعان برترند» (همان 422)
وي در ادامه مينويسد:
« آنان اين سخن را در مورد مقايسة معاويه و عمربن عبد العزيز اين گونه توجيه کردهاند که گرچه سيرة عبدالعزيز عادلانهتر از سيرة معاويه است، لکن مصاحبت با پيامبر فضيلتي براي اهلش ميآورد که براي غير صحابه حاصل نميشود؛ يعني معاويه چون از صحابه است، از عمر بن عبدالعزيز برتر است، زيرا پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم فرمود:
لا تسبوا اصحابي فَوَالّذي نفسي بيده لو اَن احدکم انفق مثل اُحُد ذهباً ما بلغ مُدّ أحدهم... ؛ اصحابم را دشنام ندهيد، چون سوگند به کسي که جانم در دست اوست، اگر شما به اندازة کوه احد انفاق کنيد، به اندازة يک مُد انفاق صحابه ارزش ندارد» (مجموعة فتاوي، ج3، ص136)
اينها نمونههايي از سخنان پيشوايان سلفيّه به ويژه ابن تيميه دربارة صحابة پيامبر بود که سلفيّه معتقدند پيروي از سلف صالح که در صدر آنان صحابه، تابعين و تابعينِ از تابعيناند، ماية نجات و فلاح و رستگاري است.
ادامه دارد .....
نوشته : دکتر علي الله بداشتي
بهانه ای برای با شما بودن تا برخی معارف دین مبین اسلام و آموزه های مکتب اهل بیت علیهم السلام و مطالب مورد نیاز زائران و مسافران سفر معنوی حج و عمره و عتبات بیان شود