از برخي منابع تاريخي و روايي استفاده مي شود که کعبه از زمان حضرت آدم (ع) وجود داشته و نزد عامه مردم و اديان مختلف، از احترامي خاص برخوردار بوده است. هندوها همواره با ديده عظمت بر آن نگريسته اند; زيرا باور داشته اند که روح شيوا، که نزد آنها سوّمين اقنوم(3) شمرده مي شد، در حجر الأسود حلول کرده است. ستاره پرستان ايراني و کلداني، کعبه را يکي از خانه هاي هفتگانه بزرگ دانسته اند.

 

زرتشتيان نيز کعبه را محترم شمرده و معتقدند که روح هرمز در آن حلول کرده است. يهود و نصاري هم کعبه را بزرگ مي شمردند; چون آن را وابسته به حضرت ابراهيم دانسته اند; از اينروست که صورت هايي چون ابراهيم، مريم و مسيح را در آن نصب کرده بودند تا اين که به وسيله پيامبر خدا (ص) در فتح مکه، پاکسازي شد.

 

در باور عرب ها نيز کعبه برترين عظمت را داشت و در برابر آن کرنش مي کردند و آن را بناي ابراهيم (ع) مي دانستند(4). با ظهور اسلام و نزول قرآن کريم، نه تنها آن عظمت و احترام تثبيت شد بلکه خداوند شرافت، ويژگي ها و احکامي براي خانه اش بيان کرده که براي هيچ چيز ديگر گفته نشده است. اين نوشتار با هدف شناساندن جايگاه ويژه کعبه در قرآن، با عناوين زير تهيه شده است: الف. اسامي کعبه در قرآن. ب. ويژگي هاي کعبه در قرآن. ج. احکام کعبه و حرم در قرآن.

نام هاي کعبه در قرآن:

 

خداوند در آيات مختلف، براي خانه خود عناوين و نام هاي متعدد آورده که به ترتيب مي آوريم:

1. البيت:

 

واژه « البيت » در 7 مورد بر خانه خدا اطلاق شده که معناي آن هم روشن است:

 « إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ »(5).

« إِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ »(6).

« فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوْ اعْتَمَرَ »(7).

 « وَ للهِِ عَلَي النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ »(8).

 « مَا کَانَ صَلاَتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلاَّ مُکَاءً »(9).

 « وَ إِذْ بَوَّأْنَا لاِِبْرَاهِيمَ مَکَانَ الْبَيْتِ »(10).

 « فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ »(11).

 

2. بيتي:

 

واژه « بيتي » در سوره بقره و حج آمده است و خداوند متعال در هر دو مورد، اين خانه را به خودش نسبت مي دهد. از اين کلمه عنوان (بيت الله) را هم مي توان براي کعبه انتزاع کرد. کعبه تنها مکاني است که خداوند آن را به خود نسبت داد، حتي بيت المقدس را، با آن همه قداستش، به خودش نسبت نداده است.

«...وَ عَهِدْنا إِلي إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ...»(12).

«...وَ طَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطّائِفِينَ وَ الْقائِمِينَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ...»(13).

 

3. بيت الحرام:

 

در « بيت الحرام »، « بيت » موصوف به « حرام » شده; يعني خانه اي که محترم است(14):

 « وَ لاَآمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ »(15).

 « جَعَلَ اللهُ الْکَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ »(16).

 و در جاي ديگري، موصوف به « محرّم » گرديده است: « رَبَّنَا إِنِّي أَسْکَنتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَاد غَيْرِ ذِي زَرْع عِنْدَ بَيْتِکَ الْمُحَرَّمِ »(17). توضيح بيشتر آن در فصل بعد مي آيد.

4. الکعبه:

 

عنوان « الکعبه » نيز در دو جاي قرآن بکار رفته است:

« هَدْياً بَالِغَ الْکَعْبَة »(18).

« جَعَلَ اللهُ الْکَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ »(19).

در وجه تسميه « بيت الله » به « کعبه »، چند قول آمده است:

 الف. از آنجا که خانه خدا مربع است و عرب ها بر خانه چهار گوش و مربع کعبه اطلاق مي کنند; از اينرو، به خانه خدا هم « کعبه » اطلاق شد. چنان که امام صادق (ع) در اين باره مي فرمايد:

 

«...لأنّها مربعة، فقيل له و لم صارت مربعة، قال: لأنّها بحذاء البيت المعمور و هو مربّع، فقيل له: و لم صار البيت المعمور مربّعاً ؟ قال: لأنّه بحذاء العرش و هو مربع، فقيل له: و  لم صار العرش مربعاً ؟ قال: لأنّ الکلمات الّتي بني عليها الإسلام أربع و هي سبحان الله، و الحمد لله و لا إله إلاّ الله، و الله اکبر »(20).

 

ب. به وسط هر چيزي « کعب » مي گويند. از آنجا که خانه خدا در وسط زمين واقع شده، به آن کعبه گفته اند. در روايت آمده است گروهي از يهوديان خدمت پيامبر آمدند و از آن حضرت مسائلي پرسيدند; از جمله سؤال کردند: از چه رو کعبه را کعبه خوانده اند ؟ پيامبر پاسخ داد: زيرا خانه در وسط دنيا قرار گرفته است(21).

 

ج. هر چيزي که داراي ارتفاع و بلندي از سطح زمين باشد کعبه گويند. به خانه خدا هم کعبه اطلاق مي شود; زيرا هم ارتفاع ظاهري دارد و هم ارتفاع و عظمت معنوي. از اينرو، امام باقر (ع) فرمود: « وَ لاَيَنْبَغِي لاَِحَد أَنْ يَرْفَعَ بِنَاءً فَوْقَ الْکَعْبَةِ »(22). چنان که بعضي از مفسران در اين باره گفته اند: « فَلَمّا کانَ هذَا الْبَيت أَشرف بُيوتِ الأرضِ وَ أقدمها زَماناً وَ أَکْثَرها فَضيلَة، سُمِّي بِهِ هذا الإسْم »(23).

پی نوشت ها :

1. آل عمران: 96.
2. طه: 12.
3. (اقانيم) جمع (اقنوم) که در آيين هند خدايان سه گانه را گويند; عبارتند از: برهما، پيشنو و سيوا.
4. التفسیر الميزان: ج3، ص358.
5. البقره: 125.
6. البقره: 127.
7. البقره: 158.
8. آل عمران: 97.
9. الانفال: 35.
10. الحج: 26.
11. القريش: 3.
12. البقره: 125.
13. الحج: 26.
14. البيت الحرام و البلد و المسجد الحرام لايحل انتهاکه، مصباح المنير.
15. المائده: 97.
16. المائده: 2 و 97 و 95.
17. ابراهيم: 37.
18. المائده: 95.
19. المائده: 97.
20. البحار الانوار: ج 96، ص 57; العلل الشرائع: ج2، ص398.
21. البحار الأنوار: ج96، ص57.
22. الفروع الکافي: ج4، ص230; البحار الأنوار: ج96، ص60.
23. التفسير الکبير: ج8، ص157.

منبع : www.hajj.ir

ادامه دارد ....