مرحوم آیت الله حسینی تهرانی ره در کتاب معاد شناسی چنین نقل کرده است :
يكي از دوستان روشن ضمير ما نقل كرد كه: شخصي از اهل تفكّر و مراقبه در گوشهاي از صحن حضرت رضا عليه السّلام نشسته و در دريائي از تفكّر فرو رفته بود، يكمرتبه حالي به او دست داد و صورت ملكوتي افرادي را كه در صحن مطهّر بودند مشاهده كرد؛ ديد خيلي عجيب و غريب است.
صورتهاي مختلف زننده و ناراحت كننده از اقسام صور حيوانات، و بعضي از آنها صورتهائي بود كه از صورت چند حيوان حكايت ميكرد. درست مردم را تماشا كرد؛ در بين اين جمعيّت كسي نيست كه صورتش سيماي انسان باشد، مگر يك نفر سلماني كه در گوشۀ صحن كيف خود را باز كرده و مشغول اصلاح و تراشيدن سر كسي است؛ ديد فقط او به شكل و صورت انسان است.
از بين جمعيّت با عجله خود را به او كه نزديك در صحن بود رسانيد و سلام كرد و گفت: آقا ميدانيد چه خبر است؟
سلماني خنديد و گفت: آقا تعجّب مكن، آئينه را بگير و خودت را نگاه كن!
خودش را در آئينه نگاه كرد؛ ديد صورت خود او هم به شكل حيواني است؛ عصباني شده آئينه را بر زمين زد.
سلماني گفت: آقا برو خودت را اصلاح كن، آئينه كه گناهي ندارد.
نقل از كتاب معادشناسي / جلد دوم / صفحه 291 -292 نوشته مرحوم آیت الله حسینی تهرانی